- نویسنده : سیمای اقتصادی
- 27 فوریه 2026
- کد خبر 142988
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /
✅در فناوری احیای مستقیم، گاز نه یک نهاده فرعی، بلکه ستون اصلی فرآیند تولید است؛ بنابراین جهش ناگهانی بهای آن، مستقیماً به رشد بهای تمامشده و کاهش حاشیه سود منجر میشود. در چنین فضایی، پرسش اصلی دیگر «میزان سود» نیست، بلکه «امکان تداوم تولید» است.
✅این فشار هزینهای بهصورت زنجیرهای عمل میکند. وقتی آهن اسفنجی گرانتر تولید شود، کل زنجیره فولاد تحت تأثیر قرار میگیرد. افزایش هزینه انرژی به کاهش ظرفیت فعالیت واحدها میانجامد و نخستین پیامد آن کاهش اشتغال در صنایع مرتبط است. زنجیره فولاد به شبکهای از پیمانکاران، حملونقل، خدمات مهندسی و صنایع پاییندستی متصل است؛
✅بنابراین هر اختلال در حلقه ابتدایی، آثار گسترده اقتصادی و اجتماعی بر جای میگذارد. ادامه این روند میتواند سرمایهگذاریهای جدید را متوقف و ظرفیتهای موجود را به سمت کاهش فعالیت سوق دهد.
✅مسأله اساسی اما در تناقض سیاستی نهفته است. از یکسو هزینه انرژی بدون سقف مشخص و با فرمولهای متغیر افزایش مییابد؛ از سوی دیگر، قیمت فروش محصولات فولادی در چارچوبهای کنترلی تعیین میشود و امکان انعکاس کامل هزینهها در بازار وجود ندارد.
✅در نتیجه، هزینهها آزاد و فزایندهاند، اما درآمدها محدود و مهار شده. چنین ساختاری تعادل اقتصادی بنگاه را بر هم میزند و تولیدکننده را در وضعیتی قرار میدهد که افزایش هزینه اجتنابناپذیر است، اما جبران آن ممکن نیست.
✅در صنعتی که بر پایه دسترسی به انرژی شکل گرفته و توانسته در بازارهای منطقهای جایگاه رقابتی پیدا کند، استمرار این روند به معنای فرسایش مزیتهاست.
✅کاهش سودآوری، تعویق طرحهای توسعهای، افت صادرات و خروج تدریجی سرمایه از زنجیره تولید، پیامدهای طبیعی چنین سیاستی خواهد بود.
✔️اگر هدف حفظ تولید و تقویت رقابتپذیری است، همسویی میان سیاست انرژی و نظام قیمتگذاری محصولات صنعتی ضرورتی فوری است؛ در غیر این صورت، معادله تولید هر روز بیش از پیش از توازن خارج خواهد شد.










